السيد الخميني

422

صحيفه امام ( مجموعه آثار امام خمينى ) ( فارسى )

يك آدمى دوازده - سيزده سال مشغول خيانت و مشغول چپاولى بوده و شما اطلاع نداشتيد ، شما لياقت اينكه در اين پست باشيد - اگر پستى باشد - شما همچو لياقتى ندارى ! آدم نالايقى هستى ! لكن مطلع بوديد - چنان كه هستيد و بوديد - خوب دو نفر شريك جرم بوديد ! منتها تو شريكْ بزرگه بودى ، او شريكْ كوچكه بوده ! حالا شريك بزرگه اگر شريك كوچكه را گرفت و حبسش كرد ، اسباب اين مىشود كه ديگر جرمى در كار نباشد ؟ ! يا جرم هست ؟ خوب ، تو شريك كوچكه را گرفتى ؛ ملت شريك بزرگه را مىخواهد ! همان حجتى كه تو دارى بر اينكه اين شريك جرم را گرفتى يا اين شركاى جرم را گرفتى ، با همان دليلى كه شما اين شركاى جرم را گرفتى ، به همان دليل ، ملت از تو مؤاخذه مىكند و مىخواهد تو را بگيرد . اين راهِ مَفَرّ است ؛ خوب ، اينها راه عقلايى نيست كه شما مىخواهيد يك راهى درست كنيد كه اين نجات پيدا بكند . اين راه نجات نيست كه ! مردم بازى نمىخورند تمام اين حرفها و تمام اين نيرنگها براى اين است كه خوب ، احتمال - و لو درصدِ احتمالْ يك احتمال ، و لو در هزار احتمال يك احتمال - اينها احتمال مىدهند كه مردم را مثلًا يك بازى بدهند ، و لو آن طبقهء مثلًا متعارف مردم را بازى بدهند لكن ما مىبينيم كه مردم بازى نمىخورند . همين حالا كه هم آن شريك جرمها را گرفته است و هم آن نطق را هى مكرراً مىگويند گذاشته است و شنيدند و خوب ما هم شنيديم اين نطقها را ، و هم نطق آن نخست وزير نظامى ، آن را هم ما شنيديم كه گفته است ، هم سرنيزهء آقايان و همهء چيزها ، هم حملهء به مردم و هم ريختن توى بيمارستان و درِ بيمارستان را شكستن و در توى بيمارستان آدم كشتن ، و هم حمام قم كه سه نفر را به واسطهء گاز خفه كرده‌اند ، و هم همدان و هم همه جا ، باز همان حرفها و همان انقلابات و همان اعتصابات و همان صداها هست ، و نمىشود نباشد . يك ملتى كه بيشتر از پنجاه سال زير دست و پاى اينها خرد شده است ، حالا كه چشمهايش را باز كرده و مىبيند كه بايد اين مجرمها را با زور و با فشار و با هياهو و با